دلم میخواست
-
تاریخ: 1392/11/18 ساعت: 1:46
دلم می خواست، با تو باشم در گوشه ای از دنیا تنهای تنها، در کنار تو. اما افسوس دست روزگار خیلی زود آهنگ جدائی را می خواند. اکنون در کنار خاطراتم، تو را زنده می بینم ای یگانه هستی ام ...
خستگی از اعتمادهای شکسته
-
تاریخ: 1392/11/18 ساعت: 1:42
هیچ انتظاری از کسی ندارم! و این نشان دهنده ی قدرت من نیست...! مسئله، خستگی از اعتماد های شکسته است... بگذار سپیده سر زند. چه باک که من بمیرم وشبنم فرو خشکد. و شبگیر خاموش شود و شباهنگ گنگ گردد. و مهتاب رنگ بازد و ستا...
بفهم
-
تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 22:51
ﺑﻔﻬــــــــــــﻡ ! ﺍﮔﺮ ﺗﻼﻓﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ، ﻧـَﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ... ﺍﮔﺮ ﺗﻼﻓﯽ ﮐﻨﻢ ، ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ " ﺗﻮ " ﮔﻔﺘﻢ ؛ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻣﯿﺸﻪ ... ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﻫــــــــــﯿﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﻪ.....!!!
خدا جوووووون
-
تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 22:48
خداجون میشه توامشب منوتوبغل بگیری بگی آروم تویه گوشم دیگه وقتش بمیری خداجون میگن توخوبی مثل مادرامیمونی اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی خداجون میشه یه کاری بکنی بخاطرمن من میخوام که زودبمیرم آخه سخته زنده موندن من که تقصیری نداشتم پس چراگذاشته رفته؟ خداجون توتنهاهستی میدونی تنهایی سخته زنده ...
هی روززگار
-
تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 22:46
هـــــــــــی روزگــــــــار ... مــــی خـــنـــدی ....؟؟ کــــــمــی حــــرمــــت نـــگـــه دار .... مــــــــــگــــر نـــمـــی بـــیــنـــی ســــــــــیــــاه پــــوش آرزوهــــایـــم هــــســــتـــم ....؟؟؟
دلم لک زده
-
تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 22:43
دلم لک زده واســﮧ یــﮧ عاشقانـﮧ ے اروم . . . کــﮧ تو رو سفت بغل کنم . . بذارے ازت گـلــﮧ کنم . . از همــﮧ این کابوسهايـے کــﮧ چشم تــــورو دور دیـــدن و آزارم دادن . . گریــــﮧ کنم و تو اشکامو پاکـــ کنــے . . دلتنگـے هام رو بهونــﮧ کنم . . سرم رو توے گودے گردنت قایِم کنم . . تمام نفســــم ر...
اگر بدانی
-
تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 22:40
اگـــر بـــدانـــی چـــقــدر دلـــتـــنــگـــم ... اگـــر بـــدانـــی چـــقــدر دوســـتـــت دارم ... اگـــر بـــدانــی دلـــم بـــرای دیـــدنـــت ، بـــرای شنـــیــدن صــدات پـــــر مــی زنـــه ... اگـــر بـــدانــــی جــــــــز « تـــــــــــ...
داستانم
-
تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 22:30
اگرروزی دستانم را نقل کردی: بگو بی کس بود اما کسی را بی کس نکرد بگوتنهابود اما کسی را تنها نگذاشت بگودلشکسته بود اما دل کسی را نشکست بگو کوه غم بود ولی کسی راغمگین نکرد و شایدبدبوداما بدی کسی را نخواست...!
خاطرات
-
تاریخ: 1392/10/12 ساعت: 22:28
✖פֿــاطرتـــ اینقـבر عزیـزهـ ڪــﮧ تـوی تـصـورم جاتـو פֿــالـــــے میـزارم ✖یه عُمـره غُــــصــــﮧ میـפֿـورم ✖هر בفـعـــﮧ میبیـنمــت میگـمــ این آפֿــریــن בفـعـس ✖به تــــو زُل میزنـمــ انـگـار فـقـط همـیـــن בفـعــس ✖تـــــو رو میـڪـشونـمتـــ اینـجا به هـر بهـونــﮧ ای ✖بهتـرم وقتـــے نـزבیــڪ...
به سلامتی تو
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 20:37
به سلامتی تو … تویی که این متن رو میخونی تویی که دلت شکست ولی مرام داشتی تنها موندی … اما معرفت داشتی … تو دختری که تو این روزای سخت از خیلی نامردای مرد نما مقاومتری محکمتری… تو پسری که تو این روزای سخت از خیلی زن نماهای سنگدل با احساس تری ، لطیفتری
باور نکن تنهاییت را
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 20:33
باور نکن تنهاییت را ، من در تو پنهانم تو در من از من به من نزدیکتر تو ، از تو به تو نزدیکتر من … باور نکن تنهاییت را ، تا یکدل و یکدرد داریم تا در عبور از کوچه عشق بر دوش هم سر میگذاریم ….
مسافری از خودش
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 20:30
به پشت درب باورت، مسافری نشسته است مسافری که از خودش، برای تو کشیده دست بدون آب پشت سر، به سوی قلبت آمده مسافری که بغض او، غرور لحظه را شکست ذغال سرخ انتظار، و بوی قلب سوخته دری به غصه کرده باز، کسی که درب خنده بست بدون کوله و غذا، شبی که زوزه می کشد سکوت ضجه می زند، دقیقه ها ،همان که هست دری که بست...
این اروهای من خدای سکوت شده
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 20:22
این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند . . . اما . . . من جلوی دهانش را میگیرم وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!!! این روزها من . . . خدای سکوت شده ام خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود . . .!! آرزوی خیلی ها بودم اما اسیر قدر نشناسی یک نفر شدم . . .!!
بهانه ایی بشو و بیا
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 20:14
در خلــوت دلــم . . . بـخــاطــر تـمــام دلــواپــسی هــام ، بــرای تـسکیــن دل بـی قــرارم ، بــرای تیـمـار زخــم هــایــم ، بــرای خشـکـ کــردن چشــمهــای خـیـس لحـظات انتـظارم ، بــرای بــاور صـــداقــت و زدودن ســیاهــی اعـتــمـاد ، بــرای روشـنـی کــوره راه زنــدگـیــم ، بــرای لمــس خــوشـبخـت...
خدایا
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 20:09
خــــــــدایــا… دســتـــــانــی را در دســـتــانـــم قـــرار بــده کــه پـــاهــایـــش بــا دیـــگـــری پــیــش نـــرود…
کوتاه
-
تاریخ: 1392/9/16 ساعت: 20:04
عادت کرده ام کوتاه بنویسم کوتاه بخونم کوتاه حرف بزنم کوتاه نفس بکشم تازگی ها دارم عادت می کنم کوتاه زندگی می کنم یا شاید کوتاه بمیرم نمی دانم فقط عادت …
نمیخواهم شکست تو ...
-
تاریخ: 1392/9/12 ساعت: 13:54
مرا هر چند بشکستی نمی خواهم شکست تو نمی خواهم که اندوهی ببینم حتی در آن چشم مست تو. نمی خواهم تو را هرگز نمی یابم تو را هرگز ولی ترک خیال تو نمی دارم روا هرگز
لمس کن
-
تاریخ: 1392/9/12 ساعت: 13:56
لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست… تا بدانی نبودنت آزارم می دهد… لمس کن نوشته هایی را که لمس نشدنیست و عریان… که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار… لمس کن لحظه هایم را… تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم٬ لمس کن این ب...
یادت هست ؟
-
تاریخ: 1392/9/12 ساعت: 13:51
یادت هست می گفتی : اگر تركم كنی روزی ، تمام عمر خاموشم ؟ به یادت هست می گفتی : نرو هرگز كه من بی تو فراموشم؟ به یادت هست می گفتی : كه هر لحظه ، شبها ، صدایت هست در گوشم ؟ كنون آن روزها رفته ، تو هم رفتی ، اینك من شدم تنها ، اسیر دردها ، غمها تمام روزها ، شبها ، ماهها ... شكسته در گلو بغضم ، به یاد...
من در میان مردمی هستم
-
تاریخ: 1392/9/12 ساعت: 13:45
من در میان مردمی هستم که باورشان نمیشود تنهایم میگویند خوش به حالت که خوشحالی نمیدانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست برای دوست داشتن من