خرید بک لینک

درباره سایت

تلخ ترین جدایی

سلام به همه ای دوستای گلم و کسایی که هروز یا هرماه سر میزنن ممنون از لطف همتون من هستی هستم .این وبلاگ را تقدیم میکنم به کسانی که مثل خودم از عشق شون کیلومترها فاصله دارن یا حتی شب ها در ارزوی اینن که برای یه لحظه صداشو بشنوند یا صورت ماهشو ببینن دوستش دارم خیلی زیاد قربونه همتون بای

                         عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

 

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟

از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی درکویر خشک،مجبور به زیستن هستم.

از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟

از چه بنویسم؟

از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟

ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد.

از چه بنویسم؟

از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟

شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم،

دادستان تو را مقصر نداند و بر زود باوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند.

شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم

به نوعی گناهکاری شناخته شدم.

نه!نه! شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید،

یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود. عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم.

که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود و تو معنای ((دوست داشتن))را درک کنی...

امّا هیهات.... که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی...

از من بریدی و از این آشیان پریدی...

برچسب: نویسنده: هستی تاريخ: سه شنبه 5 آذر 1392 ساعت: 23:35

صفحه بندی