خرید بک لینک

درباره سایت

تلخ ترین جدایی

سلام به همه ای دوستای گلم و کسایی که هروز یا هرماه سر میزنن ممنون از لطف همتون من هستی هستم .این وبلاگ را تقدیم میکنم به کسانی که مثل خودم از عشق شون کیلومترها فاصله دارن یا حتی شب ها در ارزوی اینن که برای یه لحظه صداشو بشنوند یا صورت ماهشو ببینن دوستش دارم خیلی زیاد قربونه همتون بای

 

از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریم


از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریم


نه طاقت خاموشی ، نه تاب سخن داریم


آوار ِ پریشانی ست ، رو سوی چه بگریزم ؟


هنگامه ی حیرانی ست ، خود را به که بسپاریم ؟


تشویش ِ هزار «آیا» ، وسواس ِ هزار «امّا»


کوریم و نمی بینیم ، ورنه همه بیماریم


دوران شکوه باغ ، از خاطرمان رفته است


امروز که صف در صف ، خشکیده و بی باریم


دردا که هدر دادیم ، آن ذات ِ گرامی را


تیغیم و نمی بّریم ، ابریم و نمی باریم


ما خویش ندانستیم ، بیداری مان از خواب


گفتند که بیدارید ، گفتیم که بیداریم !


من راه تو را بسته ، تو راه مرا بسته


امیّد ِ رهایی نیست، وقتی همه دیواریم

برچسب: نویسنده: هستی تاريخ: دوشنبه 15 مهر 1392 ساعت: 20:11

صفحه بندی